cheesta1
cheesta2
cheesta3
cheesta4
cheesta5

ما یک ناشر متفاوت هستیم

 برای تولید فرهنگ هزینه می‌کنیم. کارهای‌مان بیش‌تر از بسترهای پژوهشی بالیده و منتشر شده است. هدف بزرگ ما تولید محتوای آموزش خلاق با رویکرد ادبیات کودکان است. از این رو ادبیات کودکان را در دل کتاب‌های آموزش خلاق جا داده ایم تا هم کودکان ر ا به داستان و ترانه علاقه‌مند کنیم و هم آموزشی دلپذیر و شادی‌آفرین برای آن‌ها فراهم سازیم.

الفباورزی برنده نشان طلای لاک پشت پرنده در سال ۱۳۹۳ برای نوآوری در آموزش زبان به خردسالان
الفباورزی برنده نشان طلای لاک پشت پرنده در سال ۱۳۹۳ برای نوآوری در آموزش زبان به خردسالان
آواورزی برنده نشان طلای لاک پشت پرنده در سال ۱۳۹۳ برای نوآوری در آموزش زبان به خردسالان
آواورزی برنده نشان طلای لاک پشت پرنده در سال ۱۳۹۳ برای نوآوری در آموزش زبان به خردسالان
آواورزی برنده نشان گوزن زرد در سال ۱۳۹۴ برای نوآوری در زبان آموزی به خردسالان
آواورزی برنده نشان گوزن زرد در سال ۱۳۹۴ برای نوآوری در زبان آموزی به خردسالان
الفباورزی برنده نشان گوزن زرد در سال ۱۳۹۴ برای نوآوری در زبان آموزی به خردسالان
الفباورزی برنده نشان گوزن زرد در سال ۱۳۹۴ برای نوآوری در زبان آموزی به خردسالان

رویکرد آموزش خلاق کودک محور

رویکرد آموزش خلاق کودک محور، چیزی نیست، جز پیوستن به بزرگراه آموزشی که آزادی و خلاقیت بخشی جدایی ناپذیر از آن است. رویکرد آموزش خلاق کودک محور، رویکردی معناگرایانه برای شکوفایی توانایی های شناختی، شخصیتی و اجتماعی کودکان است. رویکرد آموزش خلاق کودک محور از این جهت معناگرایانه است، که آموزش را گوهر هستی می داند و براین باور است، هرچه انسان در درازای تاریخ آموخته از راه های آموزش تجربی یا هدفمند بوده است. بزرگ ترین آموزگار انسان همواره طبیعت بوده است. این طبیعت و هستی است که در کمال بزرگی به انسان رازهای خود را با بردباری می آموزد و به آدمی یادآوری می کند، آموزش رقابت نیست، برای شکستن دیگری، بلکه آموزش، مشارکت است برای پیوستن به دیگری. آموزش معناگرا، آموزش انسان گرایانه نیز هست، و همواره در پی این است که هموار کننده راهی باشد که کودکان منش برجسته انسانی که ویژگی هایی چون دوستی و عشق، همیاری و مشارکت نامیده می شود، شکوفا سازند.

هدف‌های رویکرد آموزش خلاق کودک محور

رویکرد آموزش خلاق کودک محور هم به آموزش تجربی و هم به آموزش هدفمند اهمیت می دهد و براین باور است، آنچه انسان از راه تجربه از طبیعت و جامعه آموخته کم تر از آموخته هایش از حضور در آموزشگاه نبوده است. بسته کردن آموزش به کلاس و مدرسه، پدیده ایی است که عمر آن به چند سده بیشتر نمی رسد و اکنون هم کم کم دارد، کارکردهای خود را از دست می دهد. کودکان می توانند در هرجا و از هرکسی بیاموزند، آن ها خود بهترین گزینشگران هستند، به شرطی که بزرگسالان بستر مناسب را برای آن ها فراهم کنند.
رویکرد آموزش خلاق کودک محور براین باور است که هستی و طبیعت سرچشمه همه زیبایی ها است و هستی چیزی نیست، جز زیبایی بیکران. آموزش خلاق کودک محور کوشش می کند، که آهنگ زیبایی های هستی را درک کند و کودکان را فرامی خواند که در این زیبایی ها، گام های خود را پیدا کنند و همسو با این زیبایی های بیکرانه ساخته شوند و بسازند. اگر کودکی گام های زیبایی را درک کند، به آزادی و خلاقیت می رسد.
رویکرد آموزش خلاق کودک محور براین باور است که جهان ساخته آواهای آهنگین و زیبا است. آواهای آهنگین و زیبا همواره در پی این هستند که گوش های ما را از احساس شنیدن و لذت بردن پر کنند، تنها ما باید به کودکان کمک کنیم و آن ها را یاری دهیم که گوش های شان را برای شنیدن این آواهای آهنگین و زیبا آماده سازند.
رویکرد آموزش خلاق کودک محور به روش و روشمندی در آموزش باور دارد و کوشش می کند که این روش را در کار آموزش کودکان به کار بگیرد. رسیدن به هر میزان از رشد در کودک نیازمند طرح و برنامه و روش است. آموزش خلاق کودک محور در بستر روشمندی نیازهای کودک را درک می کند و به آن پاسخ می دهد. نیازهای کودکان برای رشد همه جانبه زنجیره ای از نیازهای زیستی، عاطفی و اجتماعی است. پاسخ سنجیده به این نیازها است که می تواند ما را در این رویکرد کامیاب گرداند. کودکی که از گرسنگی یا تشنگی رنج می برد، کودکی که از دل فاجعه های سخت بیرون کشیده می شود، ابتدا باید به نقطه آرامش و آسایش برسد و آن گاه کتاب آموزش را در برابر او گشود.
همچنین رویکرد آموزش خلاق کودک محور، به بومی سازی موضوع آموزش توجه دارد و براین باور است که فرهنگ های بومی خود می توانند ویژگی های آموزش را متناسب با گنجایش شناختی و اقلیمی کودکان تعیین کنند. روزگاری در ایران زمین، مکتب خانه ها جایی بود که کودکان در آن آموزش می دیدند. هنگامی که آموزش امروزی به این کشور وارد شد، هرآنچه ویژگی های خوب و بد مکتب خانه ها بود، به کنار گذاشته شد. در حالی که مکتب خانه ها ویژگی های مثبت هم داشتند. برای نمونه شیوه نشستن نوآموزان در مکتب خانه ها که گرد نشستن بود،، روشی انسانی و برپایه نگاه چهره به چهره بود که گرمای ویژه ای به آموزش می بخشید. این گونه از نشستن در فرهنگ آموزش ایران بدون درنگ و اندیشه نادیده گرفته شد و جای آن را نشستن از گونه کلیسایی یا کلاسی پر کرد. در این گونه از نشستن، چشم ها رو به کشیش یا آموزگار است و ارتباط کودکان با هم گسسته می شود.
رویکرد آموزش خلاق کودک محوربراین باور است که چه آن کسی که آموزش می دهد و چه کودکانی که آموزش می بینند باید نقش کنشگرانه داشته باشند. زیرا در کشورهایی مانند ما و همسایگان ما،گاهی فضای آموزشی دچار کمبود یا نبود افزارهای آموزشی است. این پدیده به ویژه در کشورهای در حال توسعه یا در مناطق روستایی و دورافتاده یا حتا در حاشیه کلان شهرهای این کشورها دیده می شود. چشم به راه ماندن برای این که افزارهای پیشرفته و کارآمد از راه برسد، کار آموزش را پریشیده می کند. به کارگیری ابتکارها و خلاقیت های فردی و جمعی برای ایجاد فضاهای مناسب بخشی از رویکرد آموزش خلاق کودک محور در جامعه های در حال توسعه و مناطق دور افتاده است. برای نمونه اگر قرار باشد در آموزش ریاضی خلاق، چشم به راه بمانیم تا افزارهای آموزشی مانند چوبک های رنگی از فلان شرکت چند ملیتی با بهای گزاف به دست این کودکان برسد، شاید هرگز این آرزو تحقق پیدا نکند. اما در این خانه ها یا آموزشگاه ها می توان با مواد اولیه مانند چوب های دور ریختنی، چوبک هایی برای آموزش ریاضی ساخت که بازتاب دهنده فرهنگ بومی کودکان نیز هست.
آموزش ارزان تنها راهی است که می تواند در این کشورها فراگیر شود. اما آموزش ارزان هنگامی معنا می یابد که از کیفیت ویژه ای برخوردار باشد. آنچه می تواند کیفیت آموزش را تامین کند، روش و مواد آموزشی مانند متن های آموزشی است. یکی از ارزان ترین و کارآمدترین افزارها برای دسترسی به آموزش با کیفیت و خلاقانه به کاربردن ادبیات کودکان در بستر آموزش است. هنوز هستند بسیاری از کودکان دیروز که تنها داستان های کتاب های درسی خود را به یاد دارند و این نشان می دهد که داستان ها و شعرها آن چنان تاثیر ژرفی روی کودکان می گذارد که در حافظه بلند مدت آن ها جایگزین می شود و برای همیشه همراه آن ها می ماند. در حالی که متن های خشک و بسته، بدون احساس و شور و شادی، مدت کمی در ذهن کودکان می ماند و پس از مدتی از حافظه آن ها پاک می شود. آیا با داستان و ادبیات می توان تمام رشته های آموزشی حتا ریاضی را به کودکان آموزش داد؟ پاسخ آری است. اگر بتوانیم از تخیل بهره ببریم، ریاضی شیرین ترین دانش ها می شود. تاریخ، جفرافیا، محیط زیست، و هر دانشی را می توان از راه ادبیات آموزش داد.
بنابراین رویکرد آموزش خلاق کودک محور که هدف ماست، با درک فضای بومی جامعه های درحال توسعه، پدر و مادرها و بزرگ ترهای خانواده و آموزگارانی را که شیفته شکوفایی اندیشه و منش کودکان هستند، هدف گرفته است. در این رویکرد، کار کلان هدف نیست. کار کلان در این جوامع هیچ گاه بازخورد خوبی نداشته است. کارهای کلان بیش تر در دست دولت ها است و دولت ها نیز در این کشورها بیش از آن که نگران آموزش و پرورش معناگرا و انسانی باشند، نگران پایداری منافع خود از راه بازتولید پندارها و کلیشه های ایدئولوژیک در ذهن کودکان هستند. ما براین باوریم که کارهای کلان از انبوهی کارهای خُرد خُرد درست می شود. برای هرکاری باید فرهنگ آن را ایجاد کرد. کار فرهنگی نیز زمانبر است و به ترویج مردمی نیاز درد. همگان می دانند که در این جوامع روش آگاه سازی چهره به چهره بسیار کارآمد است و کسانی که این رویکرد آموزشی را می شناسند و به آن اعتماد کرده اند، خود گویاترین صدا برای پیشبرد این روش می شوند.
رویکرد آموزش خلاق کودک محور، اگرچه در بومی سازی آموزش برای کودکان کوشش می کند، اما چشمان خود را به تجربه های جهانی در گستره آموزش خلاق نبسته است و همواره در پی آن است که از تجربه های چند سده‌‌ای آموزشگران بزرگ بهره ببرد. رویکرد آموزش خلاق کودک محور، خود را رشته نازکی از جریان جهانی آموزش مردم گرا می داند، که درچند سده گذشته از سوی برجسته ترین اندیشه مندان و فیلسوفان در سرتاسر جهان ایجاد شده است. هنریش پستالوزی، فردریش فروبل، ژان ژاک روسو، رابرت اوئن، ماریا مونتسوری، جان دیوئی، رودلف اشتاینر، لو سیمونویچ ویگاتسکی، ژان پیاژه و بسیاری نام های دیگر که این جریان را ساخته و پیش برده اند، گنجینه‌‌‌ ای بزرگ از تجربه ها و آموزه ها برای ما به ارمغان گذاشته تا از آن بهره ببریم. رویکرد آموزش خلاق کودک محور با چشمان باز در میان این گنجینه همواره به دنبال برترین و کارآمدترین اندیشه ها و تجربه ها است تا آن را در رویکرد و روش خود به کار بگیرد.

خواندن خلاق چیست؟

خواندن چگونه کنشی است؟
خواندن، فرایند دریافت معنای واژگان مکتوب است. خواندن، فرایند درک یک متن از راه رمز‌خوانی است. خواندن چنان‌چه تنها به رمزخوانی مکانیکی واژ‌گان بیانجامد و درک آن‌ها را در‌پی نداشته باشد، بی‌نتیجه است و بدون آن‌که کنش‌‌های بعدی را به همراه داشته باشد، در همان نقطه به پایان می‌رسد. اما اگر خواندن با درک عمیق مطلب همراه باشد، کنش‌های بعدی همچون ایجاد لذت، پاسخگویی به پرسش‌ها و کنجکاوی‌ها، ایجاد تخیل، ایجاد سنجش و ایجاد تفکر را در پی خواهد داشت. به این گونه خواندن، خواندن خلاق می‌گویند. هنگامی که کودک الفبای زبانی را می‌آموزد و در پی آن، خواندن واژه‌ها را فرا می‌گیرد، به مهارت خواندن از راه کدهای نوشتاری که همان الفبا هستند‌، دست یافته است. اما رمز‌خوانی کدهای نوشتاری به تنهایی نمی‌تواند درک مطلب و در پی آن روان‌خوانی را به همراه داشته باشد. برای خواندن خلاق یا به عبارت دیگر، درک مطلب و ایجاد کنش‌های متوالی، ذهن خواننده باید در مراحل خواندن فعال باشد و با متن در‌گیر شود.

یادگیری خواندن از چه هنگام آغاز می‌شود؟
از هنگامی که کودک با زبان نوشتاری در دنیای پیرامون خود برخورد می‌کند، فرایند یادگیری خواندن آغاز می‌شود‌. بین مهارت‌‌های گفتاری و خواندن و نوشتن پیوند نزدیکی وجود دارد. یادگیری خواندن به همان دلیلی آغاز می‌شود که کودک حرف زدن را یاد می‌گیرد. هنگامی که کودک تلاش می‌کند از محیط خودآگاه شود، به سرعت در حال آگاه شدن از ارزش ارتباطات است. بنابراین هر چه زودتر خواندن را با کودک آغاز کنید، او زودتر مهارت‌های اولیه برای رسیدن به مرحله‌ی خواندن خلاق و عمیق را کسب خواهد کرد.

خواندن خلاق چگونه کنشی است؟

خواندن خلاق روندی است که از ابتدای تولد آغاز می‌شود. کودک واژه‌ها را که از آواهای گوناگون تشکیل شده است، می‌شنود، آن‌ها را به ذهن می‌سپارد، سپس تعمیم‌شان می‌دهد، به تدریج معنی جمله‌ها را که از ترکیب واژه‌ها ساخته شده‌اند، درک می‌‌کند و جایگاه فاعل، مفعول و فعل را می‌شناسد. با پشت سر گذاشتن این روند چند ساله، در آغاز آموزش رسمی، به هنگام آموزش الفبا (‌رمز خوانی متن‌) ، با یک نگاه گذرا به متن ، واژه‌هایی را که با ماهیت آن‌ها به خوبی آشنا شده است، حدس می‌زند و به راحتی می‌خواند. در چنین شرایطی، کودک نیاز به مکث روی تک‌تک صداها و آواها ندارد. او با پیش‌بینی و حدس خود که براساس درک معنا به وجود آمده است، متن را به شکلی روان می‌خواند. ادبیات اثر بزرگی بر رشد زبانی کودک دارد. کتاب‌های خوب، مجال گوش سپردن به آواهای زبانی و تمرین و تجربه با این آواها را برای کودکان فراهم می‌آورند. رشد و پرورش زبانی، همپای ورود کودکان به دبستان تداوم می‌یابد و با ارتقای آن‌ها به کلاس‌های بالاتر تقویت می‌شود آن دسته از کودکان که در دوره‌ی آمادگی و پایه اول در زبان و بیان شفاهی مهارت بیشتری دارند، در پایه‌‌های بعدی در خواندن و نوشتن نیز از بهترین‌ها هستند. زبان و بیان نوشتاری روانی دارند و گنجینه‌ی واژگان‌‌شان پربارتر است و از حروف ربط و ترکیبات پیچیده برای بیان مطالب و افکار خود و توصیف استفاده می‌کنند. بنابراین آموزگاران، کتابداران و پدران و مادران باید نسبت به رشد و پرورش زبان شفاهی کودکان بیشتر توجه نشان دهند و این مرحله را نادیده نگیرند. ادبیات با ارائه‌ی الگوهای زبانی و محرک‌هایی برای انجام فعالیت‌‌های مربوط به گفتار و نوشتار، گنجینه‌ای اساسی و سرنوشت‌ساز به شمار می‌آید.

نقش خواندن خلاق در یادگیری کودکان
خواندن خلاق یا به عبارت دیگر خواندن همراه با درک مطلب، کودک را در همه‌ی درس‌ها یاری می‌‌‌رساند. در حال حاضر دانش آموزان به سبب کسب مهارت‌های خواندن مکانیکی، در یادگیری مطالب بیش از درک مطلب، به حفظ کردن آن‌ها اکتفا می‌کنند. ضعف بسیاری از دانش‌آموزان در یادگیری ریاضی، فیزیک یا علوم انسانی نیز مربوط به همین عدم درک مطلب است . به عبارت کلی آن ها به روش خلاق متن را نمی‌خوانند.

روند خواندن خلاق
روند خواندن خلاق از بدو تولد با کودک آغاز می‌شود و بنابراین بخشی از اجرای آن به عهده‌ی خانواده است. متاسفانه خواندن با کودکان در خانواده‌های ما جای اندکی دارد. بنابراین، مربیان و آموزگاران وظیفه دشوارتری بر عهده دارند. بار سنگین آشنا کردن کودکان با جادوی کتاب، بر دوش بزرگسالان است. این‌که کتاب تا چه اندازه در زندگی کودک چشمگیر باشد، بستگی به شگردها و تلاش بزرگسالان دارد. بزرگسالان، کتاب در اختیار کودکان می‌گذارند و با مطرح کردن ادبیات، میراث ادبی را که در برگیرنده‌ی شعرهای کودکانه، داستان‌های تصویری و قصه‌های عامیانه است، منتقل می‌کنند. یکی از مهمترین ارزش‌ها‌ی ادبیات، لذت‌وسرگرمی است. نقش برجسته‌‌ی دیگری که ادبیات دارد، شناخت میراث فرهنگی خود و ارج نهادن به آن است. کودک به کمک ادبیات با شیوه‌های برخورد انسان‌ها و دشواری‌های زندگی خود آشنا می‌‌شود و از شخصیت‌‌های داستان‌‌ها می‌آموزد که چگونه با گرفتاری‌های مشابه برخورد کند و احساسات دیگران را درک کند. در هر بحثی درباره‌ی ارزش ادبیات باید بر نقش آن در رشد و پرورش و گسترش تخیل تاکید کرد. کودکان با کتاب به دنیاهایی سفر می‌‌کنند که بر تجربه‌های مبتنی بر تخیل آن‌ها می‌‌‌افزاید. انسان در دوران کودکی به ارزش‌هایی از ادبیات دست می‌‌یابد که آثار ژرف آن‌ها در بزرگسالی بر او پدیدار می‌‌شوند. کودکان در هر مرحله از رشد خود به کتاب‌هایی ویژه نیاز دارند. این کتاب‌ها پیشروی آنان را به سوی مرحله‌ی بعدی ممکن می‌سازند. مربیان و آموزگاران می‌توانند با به کار گیری متن‌های خلاق ، کودکان را از دوره‌ی آمادگی در مسیر خواندن خلاق قرار دهند تا آن‌ها گام به گام مهارت‌های لازم را کسب کنند.

آموزش رسمی و گام‌های نخستین در خواندن خلاق
در سال‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ میلادی آموزشگران بر این باور بودند که آموزش رسمی خواندن نباید پیش از سن شش و نیم سالگی آغاز شود. آن‌ها معتقد بودند که کودک باید به سطح مناسبی از رشد برسد تا به اطلاعات بنیادی درباره‌ی سواد دست یابد. امروزه این نظریه رد شده است. زیرا روشن شده است که خواندن مانند راه رفتن یا دویدن از یک زمان خاص در روند رشد کودک آغاز نمی شود ، بلکه مهارتی است که در یک طول زمانی به دست می آید . کودک پیش از شروع آموزش رسمی‌، مهارت هایی همچون سخن گفتن و بیان کردن را که مهارت‌های پایه در جهت خواندن خلاق است‌، فرامی‌گیرد. کودک برای رسیدن به سطح خاصی از ادراک که لازمه خواندن خلاق است‌، مراحل مختلفی از شناخت را طی می‌کند و مهارت‌های گوناگونی را به دست می‌آورد. بنابراین برای آن که آموزش رسمی با موفقیت انجام گیرد و کودک به سطح بالایی از ادراک به هنگام خواندن برسد، والدین و مربیان باید با سهیم شدن کتا‌ب‌های گوناگون با کودکان، از زمان تولد تا هنگام ورود به مدرسه‌، کودک را در کسب مهارت های زبانی و شناختی یاری رسانند‌.

خواندن خلاق به چه نوع موادی نیازمند است؟
بحث یادگیری زبان یا سواد از راه ادبیات، بحثی است که سال‌هاست در سامانه‌ی آموزشی کشورهای پیشرفته آغاز شده است و اکنون به عنوان یک اصل ثابت در مدارس پیاده می‌شود و مواد گوناگونی نیز برای آن فراهم شده است‌.
بلند‌خوانی کتاب‌هایی که مهارت زبانی کودکان را افزایش می‌دهند و فضای بحث و گفت‌و‌‌‌گو، بازی‌های نمایشی خلاق، نویسندگی و قصه‌گویی خلاق و لذت و سرگرمی برای آنان ایجاد می‌‌کنند، از جمله‌ی این فعالیت‌ها هستند. آثاری که کودکان را به ساختن قصه‌های پرداخته‌ی ذهن خود یا تمام کردن قصه‌‌های نیمه تمام تشویق می‌کنند یا قصه‌های “چه می‌شد اگر” می‌توانند کودکان را به شیوه‌ی غیر‌مستیقم به کاوش در دنیاهای نو برانگیزند و به بیان دستاوردهایی که در همراهی با شخصیت ادبی توانسته‌اند به دست آورند، تشویق کنند. به خاطر سپردن، پیش‌بینی کردن، همانند‌‌سازی و شکل دادن مفاهیم کلی که یکی از راه‌های آن کتابخوانی است به رشد و پرورش شناختی کودکان یاری می‌رسانند. ادبیات در مفهوم عام، و داستان‌های تصویری و مصور در مفهوم خاص بهترین مواد خواندنی برای کسب مهارت‌های لازم خواندن در کودکان است. کتاب‌‌های تصویری ، که دارای تصاویر زیاد و متن‌های کوتاه هستند، کلامی موزون دارند و جمله‌هایی که در طول داستان تکرار می‌شوند و مهم‌تر از همه داستانی پر کشش و به یاد ماندنی را بیان می‌کنند، بهترین مواد برای کسب مهارت‌های خواندن خلاق در کودکان‌اند.
بررسی واکنش‌های شفاهی و مکتوب کودکان به ادبیات‌، هنگامی که گزیده‌ی داستانی را بازگو می‌کنند یا در بازبینی واکنش‌های آنان وقتی که درباره‌‌ی داستانی سخن می‌گویند، می‌توانند ما را با دیدگاه مختلف آنان آشنا کند. امروزه در کشورهای پیشرفته افزون بر کتاب های داستانی تصویری که به فراوانی در اختیار کودکان قرار می گیرند‌، کتاب‌هایی درمرحله‌ی آمادگی و کلاس اول به بالا تهیه می‌شوند که به کتاب‌های آسان‌خوان یا کتاب‌های آموزش مقدماتی معروف‌اند . این کتا‌ب‌ها پلی میان کتاب‌های تصویری داستانی و کتاب‌های آموزشی هستند‌.
کتاب‌های آسان‌خوان یا کتاب‌‌‌های آموزش مقدماتی، کودکان را گام به گام به سوی کسب مهارت‌های سواد هدایت می‌کنند. این کتاب‌ها، دارای داستان یا داستان‌هایی به زبان ساده و با واژه‌های کنترل شده‌‌اند تا نوآموز بتواند آن‌ها را به طور مستقل بخواند. داستان‌ها در کتاب‌های آموزش مقدماتی از بسیار ساده شروع و به تدریج پیچیده می‌شوند.
در ایران به جز کتاب درسی کلاس اول، کتاب‌هایی ویژه‌ی گسترش یادگیری خواندن در اختیار آموزگاران قرار ندارد. تهیه‌ی کتاب‌های فارسی آموز ادبی (۱) و (۲) و (۳) و واژه نامه چیستانی پاسخی به این کمبود در آموزش زبان به کودکان فارسی زبان است. تقویت مهارت‌های شفاهی، ایجاد انگیزه در بیان داستان یا مطلب، ایجاد لذت و شادی، گسترش گنجینه‌ی واژگان کودک، رشد مهارت ‌روان خوانی و بالا بردن درک مطلب، از ویژگی‌های این کتاب‌هاست.
آموزگاران می‌توانند در کنار کتاب‌های درسی که بر پایه‌ی روش آوایی آماده شده‌اند، از کتاب‌های فارسی‌آموز بر پایه‌ی روش تفکر مدار یا کلام مدار استفاده کنند و کودکان را در یک روند گام به گام، به کسب مهارت‌های خواندن خلاق یاری رسانند.

آموزش خلاق کودک محور، نیاز کودک امروز و شهروند فردا

همه کودکان در حال رشد هستند. هر روز بزرگ و بزرگ‌تر می‌شوند. اما چگونه؟
اگرچه مراحل رشد کودکان کما بیش در گروه‌های سنی معین یکسان است، شرایط و بستری که رشد همه‌جانبه‌ی کودکان را فراهم می‌کند، برای همه‌ی آن‌ها همسان نیست. کودکی که به حال خود رها می‌شود، رشدی متناسب با توانمندی‌های سنی خود نخواهد داشت. کودکی که با سخت‌گیری و تنبیه بدنی پرورش می‌یابد، در آینده شهروندی خلاق نخواهد بود.

اگر می‌خواهیم کودکان ما از رشدی همه‌جانبه و فراگیر برخوردار شوند،
و اگر می‌خواهیم کودکان ما ذهنی شکفته و خلاق داشته باشند،‌
باید ویژگی‌ها و نیاز‌های چندگانه کودکان را بشناسیم و در خانه، مدرسه و جامعه در چارچوب یک برنامه‌ی روز آمد آموزشی به رشد هوشی و اجتماعی آن‌ها کمک کنیم. این برنامه‌ی آموزشی، آموزش خلاق کودک‌محور است.
آموزش خلاق کودک‌محور یعنی نگرش فراگیر به نیازهای چندجانبه‌ی کودکان.
پروژه آموزش خلاق کودک‌محور

ده اصل طلایی آموزش خلاق کودک‌محور
۱- آموزش برای شکوفایی
آموزش خلاق کودک‌محور، با به وجود آوردن فضای سالم، متن‌ها و افزارهای سنجیده و برنامه ریزی درست کوشش می‌کند که اندیشه و جان کودکان را شکفته سازد. هنگامی که شخصیت و منش کودک شکفته می‌شود،‌ آفرینش گری یا خلاقیت او به بار می‌نشیند.
۲- آموزش برای بازی و شادی
دنیای کودکان دنیای بازی و شادی است. کودکان همواره گرایش به بازی و شادی دارند. آموزش خلاق کودک‌محور کوشش می‌کند که کودکان را از دنیای سخت و گاهی خشن بزرگسالانه با دستورهای بی احساس دور کند و فضا وکنش‌های شاد را برای کودکان به ارمغان آورد.
۳- آموزش معناگرا و پالایش گر
آموزش خلاق کودک‌محور همواره کوشش می‌کند که از نمای بیرونی پدیده‌ها بگذرد و به آنچه اصل است برسد. در این گونه از آموزش، با افزارها و برنامه‌های ویژه به کودکان ژرف اندیشی و بینش درست آموخته می‌شود تا هستی را با تمام بزرگی و معنایش کشف کنند.
پالایش از احساس اندوه، ناامیدی،‌ بیهودگی نقشی است که آموزش خلاق کودک‌محور بر عهده دارد. فضا، ‌برنامه‌ها و متن‌ها و افزارهای آموزش خلاق کودک‌محور به گونه‌ای طراحی شده‌اند که حس مثبت اندیشی و مثبت بودن را در کودکان تقویت می‌کنند.
۴- آموزش برای آگاهی و دانایی
آموزش خلاق کودک‌محور کوشش می‌کند که به کودکان آگاهی راستین درباره هستی و زندگی بدهد. من کیستم؟ جایگاه من کجاست؟ با چه هدفی باید به سوی آگاه شدن و آگاه کردن بروم. هنگامی که آگاه می‌شوم چگونه می‌توان زندگی خود و دیگران را دگرگون کنم؟ این‌ها همه از خویشکاری‌های آموزش خلاق کودک‌محور است.
۵- آموزش بدون رقابت
آموزش خلاق کودک‌محور به آزمون‌های درونی باور دارد. آزمون‌هایی که به زندگی انسان معنا می‌بخشد، او را کاشف دریاها و سرزمین‌های ناشناخته و آفرینش گر پدیده‌های نو می‌کند. آموزش خلاق کودک‌محور هرگز و هیچ گاه به آزمون‌های ظاهری که کودکان را رقیب یکدیگر می‌کند باور ندارد و همواره آن‌هارا برای زندگی کودک زیانمند می‌داند.
۶- آموزش برای گشایش
آموزش خلاق محور کوشش می‌کند که راهکارهای درست را برای پرسانه‌ها و دشواری‌های زندگی پیش پای کودک بگذارد. در این گونه از آموزش،‌ دانستن هنگامی ارزش دارد که به کار بیاید و بتواند گره‌های ناگشوده را بگشاید.
۷- آموزش رشد اجتماعی
به سبب این که آموزش خلاق کودک‌محور با افزارهایی مانند داستان و نمایش خلاق، هیجان و احساس‌های کودکان را درگیر می‌کند،‌ سبب رشدهای چندگانه کودک مانند رشد اجتماعی آن‌ها می‌شود که برای جامعه پذیری شان ضرورت دارد.
۸- آموزش برای همکاری و مشارکت
ٱموزش خلاق کودک‌محور،‌ آموزش در گفت و گو، مشارکت و کنش‌های دوسویه کودکان است. کودکان در این گونه آموزش است که معنای همکاری و مشارکت را می‌آموزند و کوشش می‌کنند که آن را در زندگی فردی و اجتماعی به کار ببندند.
۹- آموزش برای آزادی و دوستی
آموزش خلاق کودک‌محور کوشش می‌کند که درک درستی از آزادی و دوستی که دو بنیان مهم زندگی انسان است،‌ به کودکان هدیه دهد. چون کودکان با بازی و شادی آموزش می‌بینند،‌ معنای آزادی را درک می‌کنند و چون برای بازی کردن به کودکان دیگر نیاز دارند،‌ معنای دوستی را می‌آموزند.
۱۰- آموزش دوستی با مادر زمین
مواد آموزش خلاق کودک‌محور بر پایه‌ی اصول توسعه پایدار تهیه می‌شوند. در این گونه از آموزش به کودکان نگه‌داری از مادر زمین به عنوان بستری که همگان بر آن می‌آسایند و خوراک خود را به دست می‌آورند یادآوری می‌شود.