آواورزی و کارکردهای آن

 

آواها هسته و بنیاد زبان آدمی را می سازند. کودکان از چند هفتگی توانایی شنیدن آواها و واکنش به آن را دارند. از چندماهگی آن ها توانایی رانش آواها را پیدا می کنند و تا زمانی که در شش سالگی زبان سخن در آن ها رو به پیشرفت و رشد دارد، در هر گام توانایی بیش تری در رانش و شناخت آواها به دست می آورند. بخش بسیار برجسته ای از آموزش زبان به کودکان آواورزی است. پدیده ای که تاکنون در زبان فارسی چندان روی آن کار نشده است.

در جامعه ی ایران، همیشه و همواره آموزش زبان برابر با آموزش سامانه ی الف بایی دیده شده است. پدران و مادران همواره هنگامی که می خواهند از آموزش زبان به کودکان خود سخن بگویند، بی آن که بدانند آموزش الف با بخش بالاتر و پیشرفته  تر آموزش زبان به کودکان خردسال است، سامانه ی الف بایی را نشانه می روند و از این یا آن کارشناس یا ناکارشناس درباره ی زمان بهنگام آموزش سامانه ی الف بایی به کودکان خود پرسش می کنند، بی آن که بدانند زبان چهار پایه دارد که پایه ی شنیدن و سخن گفتن بنیاد زبان آدمی را می سازد.اگر کودکان نتوانند درست بشنوند و درست سخن بگویند، هرگز نخواهند توانست درست بخوانند و درست بنویسند.

زمان آموزش زبان به کودکان از شش ماهگی به بالا است، که در بسته ای دیگر به نام (زبان من، زبان تو) که آموزش زبان اشاره برپایه ی فرهنگ فارسی به کودکان است، به این کار پرداخته شده  است. در کنار آن بسته، این بسته به آموزش زبان از دو سالگی به بالا می پردازد.

زبان در ویژه ترین بنیاد خود  آوا‌ است و  آوا‌ نیز آموزش دادنی است. هسته ی این آموزش در خانواده و سپس در آموزشگاه های پیش دبستانی انجام پذیر است. هزاران هزار پدر و مادر هستند که دوست دارند کودک شان آموزش درخور ببیند. اما از این که زمان آموزش زبان به کودکان چه هنگامی است، آگاهیدرستی ندارند. اگر دوره های آموزش زبان به کودکان را د رچند گام دسته بندی کنیم، هر کودکی باید این راه را با گام های زیر بپیماید:

دوره ی پیش آوایی

دوره ی آوایی

بخش نخست از دوره ی دیداری و نشانه شناسانه

بخش دوم از دوره ی دیداری و نشانه شناسانه یا دوره ی نوشتاری

برای هر کودکی با هرگونه نیاز و هر گونه توانایی یا ناتوانی راه همین است و بس. دوره ی پیش آوایی دوره ای آمیخته است که در آن کودکان با توانایی های میانگین می توانند سخن را بشنوند، اما نمی توانند آن را بر زبان برانند. این کودکان می توانند در دوره ی  پیش آوایی برخی از نیازهای پایه  ی خود را با زبان اشاره سازمان و انجام دهند.

هنگامی که کودک دستان اش را در برابر پدر و مادر و بزرگ ترها دراز می کند که مرا درآغوش بگیر، با زبانی به نام زبان اشاره با بزرگ ترها ارتباط می گیرد و نیازهای  اش را به آن ها می رساند.

این زبان که در دوره ی پیش آوایی برای کودکان با توانایی های میانگینکاربرد دارد، برای کودکان با نیازهای ویژه مانند کودکان ناشنوا و ناگویا کاربرد همیشگی دارد. پس از آن، دوره ی زبان آوایی فرا می رسد.

در این دوره کودکان می توانند آواهایی را بر زبان برانند که در فرایندی پیچیده و رشد یابنده از گام های ناسازواره به گام های سازواره و شناسایی پذیر می رسد.در دوره  ی پس از آن که دوره ی دیداری است، و به کنش خواندن در زبان می پردازد، کودکان واک های الف بایی را که سازه های شناسایی پذیر هستند، در چارچوب و پیکر نمادها و نشانه های دیداری می شناسند. در حقیقت آموزش الف با گام به گام پیش می رود و خود به دو کنش خواندن و نوشتن بخش می شود.

هم گام دیدن دوره ی آوایی با دوره ی دیداری و نشانه شناسانه  که به سبب کم بود افزارها و سازوبرگ ها در آموزش و پرورش ایران در یک دوره ی زمانی انجام می گیرد، خود از ناآگاهی ها یا چشم فروبستن بر زمان بهنگام آموزش زبان به کودکان سرچشمه می گیرد. کودکان پیش از پا گذاردن به دوره ی دیداری و نشانه شناسانه باید دوره ی آوایی را پشت سر بگذارند. در گذار از این راه، هم سو بودن با رشد مغزی کودک، بنیاد کار را می سازد. برای نمونه، آموزش زبان نوشتاری به رشد ماهیچه ای و کاربرد ریز حرکت ها Fine- motors در کودکان وابسته است. کودکان هنگامی می توانند مداد یا قلم را در دست بگیرند که ماهیچه ها و عصب های آن ها توانایی پایش ریز حرکت ها را داشته باشند.

بیشترینه ی کودکان پیش دبستانی در ایران که اکنون سرانه ای نزدیک به ۸ تا ۹ میلیون کودک را در برمی گیرد از آموزش پیش دبستانی که یکی از بنیادهای آن آموزش زبان آوایی و بخش نخست زبان دیداری و نشانه شناسانه است، بازداشته می شوند.

در چنین هنگامه ای چه باید کرد؟ آیا خانواده ها باید دست روی دست بگذارند و کودکان خود را از این گونه آموزش زبان دور نگه دارند یا افسوس بخورند؟

آموزشگاه های پیش دبستانی هم که خود فرآورنده مواد آموزشی درخور نیستند و نمی توان از آن ها چیزی را خواست که فراتر از گنجایش های شان است. پس

می توان و باید که از مرزهای نتوانستن و افسوس خوردن گذشت. باید کودکان را با کم ترین و ساده ترین اما پویاترین شیوه ها با بنیادهای آموزش پیش آوایی ، آوایی و گام های ساده به پیچیده ی دوره ی دیداری- نشانه شناسانه آشنا کرد.

بسته ای که پیش رو دارید، بخشی از این کار را انجام می دهد.

آواورزی در مناطق دوزبانه

پرسیده می‌شود که آیا آواورزی در مناطق دوزبانه مانند آذربایجان یا کردستان یا خانواده های دو زبانه کاربرد دارد؟

یکی از ویژگی‌های آواورزی این است که فراتر از آموزش زبان فارسی است و اگرچه آموزش آن با زبان فارسی انجام می‌شود اما مربی یا آموزگاری که کار آموزش با آواورزی را برعهده دارد می‌تواند با خلاقیت‌های خود به آن خصلت بومی بدهد

نمونه: ممکن است که برای کودکان داستانک های سی بی لک خوانده شود و آن‌ها به ویژه کودکان روستایی که با زبان فارسی آشنایی ندارند محتوای داستان را متوجه نشوند. مربی یا آموزگار به سادگی می‌تواند این داستانک ها را یا چکیده ای از آن را به زبان مادری کودک برگرداند و کودک با آن ارتباط برقرار می‌کند

یادمان باشد که در گام نخست هدف اول تقویت بیان و زبان گفتاری در کودکان است و در این مورد هیچ محدویتی وجود ندارد، اگر زبان مادری کودک تقویت شود او با توانایی بیش‌تری زبان دیگر یا زبان ارتباطی و ملی ایران را که فارسی است می‌آموزد.

پرسیده شده است که آیا می‌توان تصویرخوانی ها را با زبان مادری کودک انجام داد؟

تصویرخوانی ها یکی از مواردی است که همه اجزای آن را می‌توان با زبان مادری کودک انجام داد. از کودک در باره تصویرها به زبان مادری بپرسید و او هم به همین زبان پاسخ می‌دهد. این به دستگاه آوایی کودک پیش دبستانی کمک می‌کند و هم زبان مادری و هم زبان فارسی را بهتر می‌آموزد.

پرسیده شده است در مورد کارورزی‌های آوایی چه؟ آیا می‌توانیم این کارورزی‌ها را بنابر پسند مربی به زبان مادری کودک برگردانیم؟

پاسخ این که مربی یا آموزگار زبان مادری می‌تواند با کارورزی‌های آواورزی هرکاری در زمینه انتقال زبانی انجام دهد. برای نمونه هنگامی که سی بی لک در باره غار غار و جابه جایی یک از واک ها و دگرگشت آن به مار از بچه گربه‌ها می‌پرسد مربی یا آموزگار زبان مادری می‌تواند در این مورد برابرسازی با زبان مادری کودک انجام دهد.

آیا اگر کارورزی‌هایی مانند بازی‌های انگشتی یا بازی‌های آهنگین وجود دارد آن‌ها را نیز می‌تواند با زبان مادری کودک انجام دهد

بار دیگر تاکید می‌شود تقویت زبان مادری کودک سبب می‌شود که توانایی‌های کودک در یادگیری زبان ارتباطی فارسی بیش‌تر شود

اما بهترین شیوه و روشی که ما سفارش می‌کنیم این است: مربی و آموزگار از زبان مادری برای بیان و روشن سازی مفاهیم سود ببرد. اگر داستانک را به زبان مادری کودک چکیده یا بازگو کرد، همزمان یا پس از این کار همان داستانک را به زبان فارسی برای کودک بخواند

اگر کارورزی‌ها را به زبان مادری کودک انجام می‌دهد بار دیگر همان‌ها را به زبان فارسی انجام دهد. برآیند این کار بسیار نتیجه بخش است به گونه ای که کودک به شتابی زیاد با زبان فارسی نیز آشنا می‌شود

آواورزی برای شکستن قاعده های سنتی آموزش زبان به کودکان دوزبانه و کودکان فارسی زبان ساخته شده است. این بسته آموزشی در صدد است که همه روش‌های ناکارآمد سنتی را به کنار بگذارد و با شیوه ای نو کودکان را با زبان مادری و زبان فارسی آشنا سازد