
نویسنده: سیروس عبداللهی
روزنامه اعتماد ملی، شماره ۶۸، پنجشنبه هفتم اردیبهشت ماه ۱۳۸۵، صفحه ۷
از میان همه كتاب هایی كه در درازای سده ها در ایران نوشته و به گونه های مختلف منتشر شده است، شاهنامه جایگاه منحصر به فردی دارد. زیرا این كتاب، بیش از هر كتاب دیگری تاریخ و فرهنگ این سرزمین را بازتاب می دهد. در هزار سال گذشته این كتاب به شكل های گوناگون به خط درآمده یا منتشر شده است .
در هر حالتی گرایش به این وجود داشته كه اندیشه ها و صحنه سازی هایی كه حكیم توس در شاهنامه آورده است، به گونه ای تصویرسازی شود. این تصویرها باتوجه به سبك و شیوه ای كه روی آن كار شده است، همواره منبعی برای شناخت هنر نگارگری ایران و تصویرگری كتاب در دوره های مختلف تاریخی بوده است .
از هنگامی كه صنعت چاپ سنگی و سربی پدیدار شد، سرنوشت این كتاب نیز به راهی دیگر افتاد. نسخه های یگانه یا چندگانه كه به دست كاتبان نوشته و به دست تصویرسازان تصویرگری می شد، در شمارگان چند صدتایی و چندهزارتایی به دست مردم كوچه و بازار افتاد. در این نسخه ها نیز تصویر در كنار متن بود تا صحنه آرایی های حماسی داستان های شاهنامه را غنای بیشتری ببخشند. در اینكه تاكنون نسخه شناسی داستان های شاهنامه برپایه تصویرهای آن مورد بررسی های گسترده قرار گرفته باشد، شك و گمان وجود دارد. جز مقاله ها و جستارهای كوتاه كمتر چیزی در این باره وجود دارد.
اما این روزها كتابی به بازار آمده است كه به بررسی و سنجش تصویرهای نسخه های چاپ سنگی شاهنامه می پردازد. حضور این كتاب برای جامعه فرهنگی ایران و بویژه بخش هنرهای تجسمی یك رویداد است . زیرا ریشه های تصویرسازی و نگارگری چاپ سنگی را در جامعه ما و همچنین هند آشكار می كند. به گفته گردآورنده و تحلیلگر این تصویرها، پرفسور اولریش مارزلف، ایرانشناس آلمان : آلبوم حاضر گامی در جهت شناخت چیستی و زیبایی نسخه های چاپ سنگی هندی و ایرانی شاهنامه است . این آلبوم تصویرهایی را شامل دو نسخه هندی و چهار نسخه ایرانی شاهنامه نمایش می دهد و به بررسی الگوهایی كه این تصاویر از آنها سرچشمه می گیرند، می پردازد. از این جنبه، آلبوم حاضر مكملی برای پژوهش های علمی است كه مجالس تصویر نسخه های خطی شاهنامه را مورد بررسی قرار داده است.
همچنین به گفته پرفسور مارزلف كه درباره تاریخ نسخه های چاپی شاهنامه پژوهش كرده است : نخستین نسخه كامل شاهنامه به شیوه چاپ سربی منتشر شد. این نسخه به وسیله ترنر مكان ق ضطضث گ ظق گ مخ تهیه و در چهار جلد در كلكته به سال ۱۸۲۹ م . منتشر شد. دیگر نسخه های سده ۱۹ میلادی كه به شیوه چاپ سربی منتشر شدند، از طرف ژول مول ف ع كث لظف مت در سال های ۷۸ - ۱۸۳۸ م . در پاریس و از طرف یوهان اوگوست فولرس ق ق ضع كت لگ ظف ف مد ل لمعمث در سال های ۷۹- ۱۸۷۷ م . در لیون منتشر شد. برخلاف چاپ های سربی شاهنامه شمار دقیق نسخه های چاپ سنگی آن نامشخص است . نخستین نسخه چاپ سنگی شاهنامه، در سال ۱۸۴۶ میلادی برابر با سال ۱۲۶۲ هجری در بمبئی منتشر شد. پس از آن تاریخ، احتمالا نزدیك به سی چاپ از نسخه های چاپ سنگی هندی و ایرانی شاهنامه منتشر شد كه بیشتر آن در شهرهای بمبئی، لكنهو و كانپور به چاپ رسیدند. پیش از نخستین نسخه چاپ سنگی شاهنامه در ایران، دو نسخه چاپ سنگی در هند منتشر شده بود، یعنی نسخه بمبئی ۱۸۴۶\۱۲۶۲ و نسخه بمبئی ۱۸۴۹\۱۲۶۶ كه همان ناشر به گونه ای قابل توجه تهیه كرد. پس از آن تاریخ، در مجموع پنج نسخه چاپ سنگی شاهنامه در ایران منتشر شد كه نخستین نسخه در تهران در سال های ۶۷ - ۱۲۶۵ و آخرین آنها نسخه بزرگی بود كه به دستور حسین پاشاخان امیربهادر )تهران : ۲۲ - ۱۳۱۹(تهیه و به عنوان شاهنامه بهادری مشهور شد.
آنچه كه این كتاب را با اهمیت می سازد، توجه گردآورنده و تحلیلگر این اثر به بخش های ناشناخته تصویرگری از این اثر ملی است . مارزلف خود براین باور است كه : باتوجه به اهمیت شاهنامه به عنوان اثر ماندگار ادبیات فارسی و همچنین شاخا هویت ملی ایرانیان، نسخه های چاپی و بویژه نسخه های چاپ سنگی آن از توجه بسیار اندكی برخوردار بوده اند. نسخه های چاپی شاهنامه، از آن جهت كه متن حماسه ملی ایرانیان را به شكل عامیانه در دسترس علاقه مندان فارسی زبان قرار می دادند، مناسب دانسته می شدند. اما برای هدف های علمی، نسخه های انتقادی خاورشناسان به تولیدات به اصطلاح بومی ترجیح داده می شدند.
مارزلف در سنجش تصویرهای نسخه های چاپ سنگی به اطلاعات جالبی رسیده است كه هركدام می تواند در جای خود برای اهل فن جالب باشد. به گفته مارزلف : نخستین نسخه هندی )بمبئی ۱۸۴۶ \ ۱۲۶۲ ( بویژه از آن جهت در خور توجه است كه تصویرگر در ریزپردازی چهره شخصیت ها خام دست بوده است . اگرچه نوعی خشكی و ایستایی ویژگی های كلی نقاشی ایرانی است، چهره ها در تصویرها چنان پدیدار شده اند كه گویا از الگوهایی برگرفته شده اند، تا اینكه بیشتر برای صحنه ای خا طراحی شده باشند. در این نسخه، پس زمینه با نقطه های ریز بی شمار یا انبوهی از علف كه به شكل ساده ای درآمده اند، پر شده است . پیش زمینه با خط های موازی در پایین صفحه یا با طراحی های متضاد دیگری چون تپه خاكی كه به طرز مبهمی نشان داده شده، برجسته شده است . دومین نسخه هندی )بمبئی ۱۸۴۹ \ ۱۲۶۶(، با تصویرگری شخصی به نام علی اكبر، از الگوهای تصویرسازی نخستین نسخه هندی پیروی نمی كند. با اینكه كنش های به تصویر درآمده یكسان هستند، نقاش در اغلب موارد روش متفاوتی را در به تصویر كشاندن ویژگی های كلی و یا صحنه های ویژه به كار می گیرد. آشكارتر از همه اینكه تصویرهای او حالات احساسی عمیق تری را منتقل می سازند.
پس زمینه ها اغلب با آرایش نقطه هایی كه آسمان ابری یا انبوهی از علف ها را بر روی سطحی ناهموار نشان می دهند، پر می شود. پیش زمینه ها با خطوطی موازی كه خمیدگی شان نمایانگر سطوح مختلف تعالی است، نشان داده می شوند.
برخلاف دومین نسخه هندی، میرزا علی قلی خوئی، نقاش نخستین نسخه ایرانی )تهران : ۶۷ - ۱۲۶۵( با تغییر ناچیز نخستین نسخه را الگوی تصویرسازی خود قرار می دهد. او گاهی شخصیت هایی را به پس زمینه افزوده و گاهی اوقات طرح را با كناره های معكوس ترسیم كرده است )مشخصه ای كه می توان آن را از پیامدهای نسخه برداری دانست (. به نظر می رسد كه در بیشتر نمونه ها او تصاویر را كمابیش با رعایت امانت، از نخستین نسخه هندی برداشت كرده، بویژه در ترسیم پس زمینه ها یا پیش زمینه هایی كه با نقطه كار شده است ؛ در حالی كه ظرافت هنری بیشتری در آن به چشم می خورد. میرزاعلی قلی خوئی به عنوان نقاش برجسته زمان خود توجه ویژه ای به ریزه كاری های تصویر، همچون ترسیم زیبایی به شیوه كلیشه ای، به حالات احساسی، مانند به تصویركشیدن رنج، مرگ قریب الوقوع یا خشم از طریق نمایاندن دندان های شخصیت ها، نشان می دهد. اگرچه تصویرهای علی قلی خوئی از ایستایی موقرانه نقاشی سنتی ایران، سهمی دارد، جزییات فریبنده و بازنمایی واقعگرای بیننده را درگیر تصویر می كند و نقاش نامدار، كنش او را نسبت به تصویر برمی انگیزد.
دومین نسخه ایرانی )تبریز: ۱۲۷۵( باتصویرگری نقاش نامدار، استاد ستار، از نخستین نسخه هندی الگوبرداری شده است . شگفت آنكه به نظرمی رسد استاد ستار از نسخه میرزا علی قلی خوئی هیچگونه استفاده ای نكرده است . در عوض، در بیشتر موارد تصویرهای نخستین نسخه هندی را حتی در كوچكترین جزییات عینا ترسیم می كند، جزییاتی كه میرزا علی قلی خوئی به گونه ای متفاوت ترسیم كرده است . از سوی دیگر، این نقاشی در چند مورد به تفسیر كم و بیش آزاد از الگوهای خود دست زده است .
به نظر می رسد مصطفی، نقاش نامی و تصویرگر سومین نسخه چاپ سنگی ایرانی شاهنامه )تهران : ۱۳۰۷(، از دومین نسخه هندی، به طور محدود سود جسته باشد.
در حالی كه بیشتر مجالس تصویرها، كمابیش از هر جهت نسخه سال ۱۸۴۹\۱۲۶۶ را الگوقرار داده اند. برخی دیگر از تصویرها به حدی از آن فاصله می گیرند كه به نظر آثاری مستقل می آیند. برای درك جایگاه این تصویرها، لازم است كه دیگر نسخه های پیشین را كه برخی از آنها انواع گوناگونی از الگوهای اصل را شناسانده بودند، مورد بررسی قرار داد. برجسته ترین ویژگی سبكی مصطفی ترسیم روشن و واقعگرا شخصیت هاست . افزون بر این،او توانسته است با تفسیر آزادانه الگوهای سنتی به میزان بی سابقه ای، كنش ها و حركت ها را به تصویر درآورد.
آخرین نسخه ایرانی مورد بررسی )تبریز: ۱۳۱۶( تنها نسخه ای است كه دو نقاش كار تصویرگری آن را به عهده داشته اند: عبدالحسین و كربلایی حسن نقاش . این نسخه از جنبه های گوناگون، آمیخته ای از چندین اثر است . بارزترین ویژگی این است كه با وجود پیروی همه جانبه هر دو نقاش از یك شیوه تصویرگری، كربلایی حسن جزء به جزء از اصل آثار مصطفی، بدون كوچكترین تغییری، تقلید كرده است، در حالی كه عبدالحسین بیشتر به نسخه های پیش از مصطفی مراجعه كرده و تحت تاثیر آثار او نبوده است .
با این همه به گفته گردآورنده این تصویرها: پژوهش در زمینه تاریخ تصاویر چاپ سنگی در ایران عرصه نسبتا جدیدی است و با دانش كنونی، بسیاری از پرسش ها بدون پاسخ می مانند. نخستین و مهمترین آنكه الگوهای اصلی الهام بخش ناشناخته می مانند، چرا كه هیچ كوششی برای یافتن ارتباط تصاویر چاپ سنگی با مجالس تصویر در نسخه های خطی شاهنامه كنونی یا پیشین به عمل نیامده است . افزون بر حو زه های هنری دیگر، مانند كاشی های نقاشی شده یا نقاشی رنگ روغن بر روی پرده معروف به «نقاشی قهوه خانه ای »، هنر تذهیب نسخه های خطی نیز می بایست منبع اصلی الهام بخشی برای نقاشان فعال در زمینه تصویرپردازی چاپ سنگی دانست .
از آنجایی كه سراسر نسخه های ایرانی شاهنامه از نسخه های هندی پیشین الهام می گرفتند. به احتمال زیاد باید نسخه های خطی تذهیب كاری شده هندی را برای یافتن الگوهای آغازین تصاویر چاپ سنگی جست وجو كرد. این حاكی از تاثیر «سبك هندی » خا بر آخرین نسخه های ایرانی است . در این میان، باید به یاد داشت كه شمار بسیاری از ناشران هندی، خطاطان و نقاشان ایرانی الاصل و بیشتر شیرازی بودند. گاهی اوقات به گمان قوی كتاب ها حتی در ایران نوشته می شدند و در هند به چاپ می رسیدند. افزون بر این، تعداد مشخصی از كتاب های منتشرشده بدون شك به خریداران ایرانی فروخته می شدند. دامنه این همكاری بین المللی، چگونگی انجام آن و پیامدهای حاصل از آن باید در آینده مورد مطالعه قرار گیرد.



